لغت نامه دهخدا
غرچه بازار. [ غ َ چ َ ] ( اِخ ) شهری به کریمه. قره سوبازار. رجوع به قره سوبازار شود.
غرچه بازار. [ غ َ چ َ ] ( اِخ ) شهری به کریمه. قره سوبازار. رجوع به قره سوبازار شود.
شهری به کریمه قره سوبازار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر کجا گرم است بازار ادب، محجوب باش فتنه ای در هر کجا گل می کند، آشوب باش
💡 دور عقل آمد بسر گفتار واعظ شد کساد عشق را بگشا دکان و رونق بازار ده
💡 بازار بتان از تو خرابست و کسادست بازار چه باشد دل بازار که دارد
💡 حیرت متاعگرمی بازار وهم باش یکسوست آنچه در نظرت چارسو کنند
💡 جان و دل خود برد و در بازار سر غیر سودا هر چه دارم می برد
💡 جان فروشانیم در بازار عشق تن چه باشد در سر بازار ما