لغت نامه دهخدا
غربال بافتن. [ غ ِ / غ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بافتن غربال و الک.
غربال بافتن. [ غ ِ / غ َ ت َ ] ( مص مرکب ) بافتن غربال و الک.
( مصدر ) بافتن و آماده کردن غربال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از دل پررخنه فیض ابر رحمت یافتیم کشت مار اسیر چشم از آب این غربال کرد
💡 ناگزير، مردمان امتحان مى شوند و از هم تمييز مى يابند وغربال مى شوند و بسيارى از غربال بيرون مى روند (در امتحان، موفق نمى شوند).
💡 دل است آن تخم بیرنگیکه بهر جستجوی او جگر سوراخ سوراخ استنه غربالگردون را
💡 زهستی تا اثر باقی است دل بینا نمی گردد چو خرمن پاک گردد دیده غربال بگشاید
💡 برای دروکردن و کوبیدن و جداسازی هر محصول باید قسمتهایی از کمباین تعویض شوند، هد کمباین و کوبنده و غربالها قسمتهایی از کمباین هستند که برای هر محصول باید تعویض شوند.
💡 این روش، از اواخر دهه ۱۹۶۰ به عنوان یکی از اصلیترین روشهای خونگیری جهت انجام آزمایشهای غربالگری نوزادان در سراسر آمریکای شمالی و اروپا مورد استفاده است.