غال کندن

لغت نامه دهخدا

غال کندن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غال ِ کاری را کندن، در تداول عامه، به پایان بردن. تمام کردن.

فرهنگ فارسی

غال کاری را کندن درتداول عامه بپایان بردن

جمله سازی با غال کندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرفتم اینکه منم لؤلؤ از توجّه تو کسی برای چه لؤلؤ طلب کندن به عدن؟

💡 تلخی باده شمر تلخی جان کندن را دهن تیغ فنا را لب پیمانه شمر

💡 در صف هیجا، دم تیغش، دم نزع عدو کندن شمشیر او، جان کندن خصم دغا

💡 به جان کندن رها کن نیم کشته که این تن زخم کاری را نشاید

💡 دل زجهان کندن جان کندنست روز ازل دل ننهادن خوش است

💡 اندر ره او نبود جان کندن من ضایع آنکس که دلم بستد دلدار شود روزی