عیان امدن

لغت نامه دهخدا

( عیان آمدن ) عیان آمدن. [ م َدَ ] ( مص مرکب ) آشکار شدن. هویدا گشتن:
چندان بمان که ماه نو آید عیان ز شرق
وز سوی غرب شمس تلالا برافکند.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( عیان آمدن ) آشکار شدن هویدا گشتن

جمله سازی با عیان امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این میدان نیارد برد کس گوی اگر داری عیان اللّه بس گوی

💡 بلکه می باید عیان دیدن همین تا شود حاصل تورا عین الیقین

💡 اسیری چون شدی مست از می عشق کنم این سر عیان چون مست مستم

💡 سو به سو و کو به کو می‌تاختند تا همه شهرش عیان بشناختند

💡 خواهی که ببینی دلِ کارآگه را و از خود به خدا عیان ببینی ره را

💡 چشم اقبال به اقبال شما مخمورست این دلیلست که از عین عیان می‌آید

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز