عهد نوشتن

مترادف‌ها

پیمان بستن، عهد کردن، قرارداد نوشتن

متضادها

عهد شکستن، پیمان شکستن

لغت نامه دهخدا

عهد نوشتن. [ ع َ ن ِ وِ ت َ ] ( مص مرکب )نوشتن پیمان و قرارداد. معاهده نوشتن. عهد نبشتن.

فرهنگ فارسی

نوشتن پیمان و قرار داد معاهده نوشتن عهد نبشتن

جمله سازی با عهد نوشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گر نیاری خواند و نتوانی نوشتن یا ز وزن زاده طبعت برون باشد گه نظم آوری

💡 و از وی پرسیدند که چرا دست بداشتی از حدیث نوشتن گفت مرا ارادت از آن بازداشت.

💡 آسمان برنامهٔ عمرم نبشتست این قضا در نمی‌شاید نوشتن نامهٔ بنوشته را

💡 او نوشتن را از ۱۰ سالگی آغاز کرد و از ۱۲ سالگی تا پایان عمرش شیفتهٔ ادبیات علمی تخیلی شد.

💡 ایشان، در سالهای دور تجربه نوشتن قصه و نمایشنامه را نیز داشته‌است.

💡 کلک او را از نوشتن یک زمان آرام نیست ملک را از کلک بی‌آرام او آرام باد

💡 در تاریخ‌های باستان، عهد نوشتن میان پادشاهان و سرداران برای حفظ اتحاد و جلوگیری از شورش‌های داخلی، از اهمیت بسیار زیادی برخوردار بود.

💡 تلاش برای عهد نوشتن یک قرارداد صلح پایدار میان دو کشور درگیر، نیازمند میانجی‌گری کشورهای بی‌طرف و مذاکرات بسیار طولانی و پیچیده بود.

💡 شاعر با عهد نوشتن بر وفاداری همیشگی به معشوق، توانست زیباترین اشعار عاشقانه خود را در قالب کلماتی بسیار لطیف و پر از احساس خلق کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران