عنبر بارس

لغت نامه دهخدا

عنبربارس. [ عَم ْ ب َ با رِ ] ( اِ مرکب ) زرشک. ( ناظم الاطباء ). رجوع به زرشک شود.

فرهنگ فارسی

زرشک

جمله سازی با عنبر بارس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قيس پس از اطلاع از غرض حُصَين، آن نامه عنبر شمامه را پاره پاره نمود.

💡 براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت دهستان عنبر ۱۲۶۲ نفر (در ۳۸۸ خانوار) بوده‌است.

💡 بخش عنبر یکی از بخش‌های شهرستان مسجدسلیمان در استان خوزستان ایران است.

💡 سرم هنوز چنان مست بوی آن نفس است که بوی عنبر و گل ره نمی‌برد به مشام

💡 ‌عنبرین بینم همی ا‌فواه خلق از مدح تو بوی عنبر داد گویی مدح تو اَفواه را

💡 همچو عنبر کز تصرف معده ناخوش سازدش می‌برد اشعار مردم را و ضایع می‌کند

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز