عملگر تبادل

مترادف‌ها

عملگر جابه‌جایی

فرهنگستان زبان و ادب

{exchange operator} [شیمی، فیزیک] عملگری که چنانچه بر سامانه ای دوذره ای اثر کند، سبب مبادلۀ اسپین ها و مختصه های فضایی آنها می شود

ویکی واژه

عملگری که چنانچه بر سامانه‌ای دوذره‌ای اثر کند، سبب مبادلۀ اسپین‌ها و مختصه‌های فضایی آنها می‌شود.

جمله سازی با عملگر تبادل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با این تعریف، زمان اجرای یک مجموعه از عملگرها به صورت ضرب زمان امورتایر برای هر نوع عملگر داخل مجموعه در تعداد عملگرهایی از آن نوع تخمین زده می‌شود.

💡 رایج‌ترین عملگرها برای گرافیک دوبعدی کامپیوترها شامل عملگر بیت بلیت است که معمولاً در سخت‌افزارهای مخصوص یک "Biltter" نامیده می‌شود. این عملگرها برای کشیدن مستطیل، مثلث، دایره و قوس به‌کار می‌روند. پردازنده‌های گرافیکی جدید، پردازش گرافیک کامپیوتری سه‌بعدی را نیز در رایانه‌ها انجام می‌دهند.

💡 توابع مرتبه بالاتر توابعی هستند که می‌توانند توابع دیگری را به عنوان آرگومان به کار گرفته و یا آن‌ها را به عنوان نتیجه برگردانند. در حسابان، مثالی از یک تابع مرتبهٔ بالاتر عملگر دیفرانسیلی

💡 مشتق کل در حساب دیفرانسیل با مفهومی مشابه، به یک عملگر دیفرانسیلی نیز گفته می‌شود. این عملگر دیفرانسیلی، مشتق کل تابع را نسبت

💡 دست سانی یک فرمیون دیراک Ψ به وسیلهٔ عملگر γ۵ و ویژه مقادیر ±۱ تعریف می‌شود. هر میدان دیراک می‌تواند با اعمال عملگر تصویر

💡 در محاسبات مربوط به سیستم‌های کوانتومی، تعریف دقیق یک عملگر تبادل برای مدل‌سازی تعامل میان ذرات در مقیاس‌های بسیار کوچک ضروری است.

💡 برنامه‌نویسان در طراحی الگوریتم‌های مدیریت حافظه، از نوعی عملگر تبادل برای جابه‌جایی بهینه داده‌ها بین بخش‌های مختلف سیستم استفاده می‌کنند.

💡 در نظریه گروه‌ها و جبر خطی، کاربرد عملگر تبادل در تحلیل ویژگی‌های ماتریس‌ها می‌تواند به حل مسائل پیچیده ریاضی کمک شایانی کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران