عملگر جابه جایی پذیر

مترادف‌ها

عملگر وارون‌پذیر

متضادها

ثابت، غیرقابل جابجایی

فرهنگستان زبان و ادب

{commuting operator} [فیزیک] هریک از دو عملگری که ویژه تابع های هم زمان دارند و جابه جاگرشان صفر است

جمله سازی با عملگر جابه جایی پذیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این عبارات را می‌توان به نابرابری‌ها و نامعادله ها تعمیم داد که در آن‌ها طرف راست عبارت هر چیزی است که در سمت راست عملگر رابطه‌ای باشد و طرف چپ هر چیزی که در سمت چپ آن باشد.

💡 کلکتورهای تخت دارای یک جذب‌کنندهٔ تیره می‌باشند که از یک عملگر جاری مانند هوا یا آب بهره می‌جویند. یک کلکتور تخت دارای اجزاء زیر می‌باشد.

💡 تعریف این عملگر بدین صورت است که اگر و فقط اگر ورودی‌های آن برابر باشند خروجی درست خواهد بود و در غیر اینصورت خروجی نادرست خواهد بود.

💡 یک سور (به انگلیسی: quantifier) در منطق، یک عملگر است که تعیین‌کننده آن است که «چند مورد» در دامنه سخن یک فرمول باز را برآورده می‌سازد. برای مثال سور عمومی

💡 به‌طور کلی، عملگر مقدار مورد انتظار ضربی نیست، یعنی E[XY] لزوماً با E[X]·E[Y] مساوی نیست. در حقیقت، مقداری که نمی‌تواند ضرب شود، را کوواریانس می‌نامند:

💡 در جبر خطی، یک ماتریس زمانی به عنوان یک عملگر جابه جایی پذیر شناخته می‌شود که اگر با ماتریس‌های دیگر ترکیب شود، ترتیب ضرب آن‌ها تأثیری در نتیجه نهایی ندارد.

💡 در مباحث پیشرفته ریاضیات، درک ویژگی‌های یک عملگر جابه جایی پذیر برای حل معادلات دیفرانسیل و تحلیل ساختار فضاهای برداری بسیار ضروری و کاربردی به نظر می‌رسد.

💡 اگر یک عملگر جابه جایی پذیر باشد، می‌توانیم با اطمینان از اینکه حاصل‌ضرب دو عنصر با هم برابر است، محاسبات پیچیده الگوریتمی را با سرعت بیشتری انجام دهیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران