لغت نامه دهخدا
علی عیسوی. [ ع َ ی ِ س َ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲ عیسوی. مکنی به ابوالحسن. او راست: فوائد ابی الحسن، در حدیث که ابن حجر آن را در «المجمع» یاد کرده است. ( از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 1294 ).
علی عیسوی. [ ع َ ی ِ س َ ] ( اِخ ) ابن عبداﷲ عیسوی. مکنی به ابوالحسن. او راست: فوائد ابی الحسن، در حدیث که ابن حجر آن را در «المجمع» یاد کرده است. ( از کشف الظنون حاجی خلیفه ص 1294 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و نیز عیسویان افسانه دیگری میگویند که خداوند از زنی زاییده شدهاست بنام مریم…
💡 چه شد گر خصم بداختر بهای من نمی داند؟ کمال عیسوی را دیده سوزن نمی داند
💡 یوسف رخی و خضر قدم عیسوی دمی بنگر به من که عاجز و بیمار و خسته ام
💡 ای باد با تو هست دم عیسوی مگر بویی از آن دو زلف معنبر گرفتهای
💡 اگر یزدگرد در اواخر سلطنت، رفتارش را نسبت به عیسویان تغییر داد، گناه از آنها بود.
💡 نفس عیسوی از سینه خم می جوشد بوی روح از لب پیمانه می می آید