لغت نامه دهخدا
علوی خلوتی. [ ع َ ل َ ی ِ خ َل ْ وَ ] ( اِخ ) علی بن عثمان بن علی بن عمر علوی طولقی جزائری حسنی خلوتی مالکی. رجوع به علوی طولقی شود.
علوی خلوتی. [ ع َ ل َ ی ِ خ َل ْ وَ ] ( اِخ ) علی بن عثمان بن علی بن عمر علوی طولقی جزائری حسنی خلوتی مالکی. رجوع به علوی طولقی شود.
علی بن عثمان بن علی بن عمر علوی طولقی جزائری حسنی خلوتی مالکی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا چو واعظ در بروی آرزوها بسته ایم خاطر آسودهای داریم و، کنج خلوتی
💡 ما را تو و قبول نیازی و خلوتی مال و منال هر دو جهان از رقیب ما
💡 معشوقه و عشق تابهم میبودیم در گوشه خلوتی که دیار نبود
💡 مقیم وحدتم هر چند در کثرت وطن دارم به دریا همچو گوهر خلوتی در انجمن دارم
💡 بتابد روی از من گر مرا در خلوتی بیند کند روی سخن در من اگر در انجمن باشد
💡 در کنج خلوتی که بلندست دست فقر پیچیدهایم پای به دامان بوریا