علقمه اسلمی. [ ع َ ق َ م َ ی ِ اَ ل َ ] ( اِخ ) ابن خالدبن حرث به ابی اسیدبن رفاعةبن ثعلبةبن هوازن بن أسلم، مکنی به ابوأوفی. از صحابه پیغمبر ( ص ) است، و گویند از اصحاب شجره بود. پسر او عبداﷲ نیز از محدثان مشهور است. ( از الاصابة ج 4 قسم اول ص 263 ).
فرهنگ فارسی
ابن خالد بن حرث بن ابی اسید بن رفاعه بن ثعلبه بن هوازن بن اسلم مکنی به ابو اوفی از صحابه پیغمبر است و گویند از اصحاب شجره بود پسر او عبدالله نیز از محدثان مشهور است
جمله سازی با علقمه ٔ اسلمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با توجه به نكات فوق، و نيز روايتى كه درذيل خواهيم نگاشت، معلوم مى شود كه در كنار نهر علقمه، درخت سدرى وجود داشته است.
💡 سپس فرياد برداشت كه اى برادر، مرا درياب و به روايت مناقب، ملعونى عمودى از آهنبر فرق مباركش زد كه با بال سعادت به رياض جنت پرواز كرد. چون جناب امام حسينعليه السلام صداى برادر شنيد خود را به او رسانيد، برادر خود را ديد در كنار فراتبا تن پاره پاره و مجروح با دست هاى بريده در كنار علقمه افتاده است. پس بگريست وفرمود:
💡 و با دستانى قلم شده و پاهايى دور از كالبد افتاده در كنار علقمه با صورت بر روىزمين افتاده و در انتظار فرا رسيدن قافله سالار تا براى آخرين بار با او وداع كند وبه او بگويد:
💡 در زمان پيامبر - ص - جوانى بود او را علقمه مى گفتند، او بيمار شد، چون به دم مرگرسيد رسول خدا - ص - به مسلمانان از جمله عمار فرمود:
💡 ابن سعد گويد: ياران عبداللّه بن مسعود پنج تن بودند كه عدّه اى عبيده را بر بقيّه مقدّممى دارند و گروهى علقمه (بن قيس نخعى ) را و همه اختلاف ندارند كه كمترين آنها در علمو دانش، شريح قاضى است و آن پنج عالم عبارت بودند از: عبيده (سلمانى )، علقمه،مسروق (ابن اجدع )، همدانى و شريح. (350)
💡 3- به قناعت، نفس ذليل مى شود يكى از علائم شخص قانع، زهد و اكتفاء كردن به آنچه كه نفس را مهار كند، مى باشد.اسود و علقمه گفتند: بر حضرت على عليه السلام وارد شديم. در پيش آن با حضرتطبقى از ليف خرما بود، كه در آن دو گرده نان جوين بود و نخاله آرد جو بر روى نانهاآشكار ديده مى شد.