عروس ارای

لغت نامه دهخدا

( عروس آرای ) عروس آرای. [ ع َ ] ( نف مرکب ) عروس آرا. عروس آراینده. آنکه عروس را بیاراید و زینت دهد. مشّاطه. ( دهار ). ماشطة: که تو باغبان سروپیرایی و مشاطه عروس آرایی. ( سندبادنامه ص 23 ).

فرهنگ فارسی

( عروس آرای ) عروس آرا عروس آراینده

جمله سازی با عروس ارای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مهر او شد از شرف مَهر عروس بخت تو وه چه مهری وه چه مَهری مِهرها در وی نهان

💡 1 - عدد آسمانها هفت است: رفيع، قيدوم، مادوم، ارقلون، هيفون، عروس، عجما.

💡 (كسى كه شب را به پايان برد، در حالى كه مست شراب باشد، شب را به صبحرسانيده در حالى كه عروس شيطان بوده است ).(308)

💡 از فیلم‌ها یا مجموعه‌های تلویزیونی که وی در آن‌ها نقش داشته‌است، می‌توان به با گذشتِ روزها، از پسِ سال‌ها…، مسافر، رز کوچک، صلح، عروسی و کارول: مردی که پاپ شد اشاره نمود.

💡 از سینه های گرم است هنگامه جهان گرم تا هست باده در جوش میخانه را عروسی است

💡 در نظم از بحر خاطر چون به دست آید ترا جز عروس روح را از عقد او کابین مکن

سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز