لغت نامه دهخدا
عبهر جانان. [ ع َ هََ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) استعاره است از چشم معشوق. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
عبهر جانان. [ ع َ هََ رِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) استعاره است از چشم معشوق. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
استعاره است از چشم معشوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بجز جان تحفه ی جانان چه سازم ندارم تحفه ای جز جان چه سازم
💡 به جانان گفتم ای جانم فدایت به جان و دل از این معنی برنجید
💡 عمر بگذشت و هوای زلف جانان در سرم روز آخر گشت و من در فکر شبگیرم هنوز
💡 در آستان جانان از آسمان مينديش كز اوج سر بلندى افتى بخاك پستى
💡 من از درمان ودرد و، وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد
💡 من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد