لغت نامه دهخدا
( عبداﷲآباد خانم ) عبداﷲآباد خانم. [ ع َ دُل ْ لا ن ُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان عزیزآباد بخش فهرج شهرستان بم. واقع در20هزارگزی باختر فهرج و 2هزارگزی شوسه زاهدان بم. 25 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
( عبداﷲآباد خانم ) عبداﷲآباد خانم. [ ع َ دُل ْ لا ن ُ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان عزیزآباد بخش فهرج شهرستان بم. واقع در20هزارگزی باختر فهرج و 2هزارگزی شوسه زاهدان بم. 25 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون به غربت گرفته جا جانان ما هم از خانمان در افتادیم
💡 وگرنه از بهار و باغ و گلگشت چه سود آنرا که دور از خانمان گشت
💡 چشمم اگر خراب شد از اشک ژاله ریز بر راه سیل زود شود خانمان خراب
💡 چون توانم دید این مجلس و این خانه بی او خانمان گشته همچون دل و جان زیر و زبر
💡 زانکه معشوق ماهیان بحر است همه را جان و خانمان بحر است
💡 در پای تو سروران سر انداخته اند وز عشق تو خانمان بر انداخته اند