عامل منزوی ساز
مترادفها
عامل انزوا، عامل جداساز
فرهنگستان زبان و ادب
{sequestring agent} [شیمی] ماده ای که با تشکیل یون همتافتی که فاقد واکنش های یون مزبور است، یون فلزی را از محلول حذف کند
جمله سازی با عامل منزوی ساز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گیاهان جزیرههای منزوی نیز اغلب ویژگی «پشمیشدن در اثر جزیرهنشینی» را از خود نشان میدهند.
💡 در خاور سغد، خوارزمِ منزوی در میان کویر که در آن مردمان یکجانشین شهریِ ایرانی زندگی میکردند، جای داشت.
💡 هم زاهدو هم زاهدی زان شد نزاری منزوی آیا چه شیرین شاهدی یا رب چه چابکمنظری
💡 عزلتی گر زانکه میگیری بگیر از خویشتن منزوی گر میشوی باری هم از خود منزوی
💡 ز نحسش منزوی مانده دو صد دانا به یک منزل ز سعدش مقتدا گشته هزار ابله به یک برزن
💡 تنهایی مزمن و نداشتن روابط اجتماعی عمیق میتواند به عنوان یک عامل منزوی ساز در روند کاهش سلامت روان افراد عمل کند.
💡 بسیاری از متخصصان روانشناسی معتقدند که تبعیضهای اجتماعی، یک عامل منزوی ساز قدرتمند است که باعث جدا شدن افراد از جامعه میشود.
💡 در محیطهای کاری بسیار رقابتی، عدم همکاری تیمی میتواند به یک عامل منزوی ساز تبدیل شده و باعث تضعیف روحیه شود.