فرهنگستان زبان و ادب
{surfactant, surface active agent, tenside} [شیمی، مهندسی بسپار] هر ماده ای که از کشش سطحی یا بینِ سطحی محیطی که در آن حل شده است بکاهد اختـ. عاسف
{surfactant, surface active agent, tenside} [شیمی، مهندسی بسپار] هر ماده ای که از کشش سطحی یا بینِ سطحی محیطی که در آن حل شده است بکاهد اختـ. عاسف
💡 ایزد چو کرده عامل چشمانش فتنه را صدبار گفته جان تو و جان روزگار
💡 بالله همه گویند که این عامل جاهل در داد و ستد نقص وجودش به کمال است
💡 خسروکیتیستان چون گشت اگه زین مقال عامل شیراز را فرمود با ساز جدال