عارف عجمی
لغت نامه دهخدا
عارف عجمی. [ رِ ف ِ ع َ ج َ ] ( اِخ ) فتح اﷲ عجمی ازشعرای عهد سلطان سلیمان خان عثمانی قانونی است و وقایعنگار او بوده و اشعار بسیاری درباره اسفار و محاربات وی سروده است. و از آن جمله است در مدح سلطان:
همه موج حلمی و عز و علا
همه چشمه علم و بذل همم.
وی به سال 969 هَ. ق. درگذشت. ( ریحانة الادب ج 2 ص 47 ). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی ج 4 ص 3039 شود.
فرهنگ فارسی
فتح الله عجمی از شعرای عهد سلطان سلیمان خان عثمانی قانونی است و وقایع نگار او بوده و اشعار بسیاری درباره اسفار و محاربات وی سروده است.
جمله سازی با عارف عجمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عارف این قدر لاف تا به کی؟ شیر عاجز است از شکار دل
💡 نگاه من به تو و دیگران به خود مشغول معاشران ز می و عارفان ز ساقی مست
💡 گمان عارف در معرفت چو سیر کند هزار اختر و مه اندر آن گمان نرسد
💡 گرچه می دانند دامان وسایل زاهدان بیش عارف پرده بیگانگی سجاده است
💡 یکی تقلید عارف در سخا کن دگر در حسن میثاق و وفا کن
💡 برو ای یار گفتم گوش کن تو میان عارفان خاموش کن تو