طین صوفی حمید

لغت نامه دهخدا

طین صوفی حمید. [ ن ِ ح َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) خاکیست سفید و خوشبو که ازبلاد شیروان از بقعه صوفی حمید آرند. نگاه داشتن او مانع گزیدن مار و هوام و از مجرباتست. و به دستور، طلای او بر موضع گزیده و شرب او همین اثر دارد. و در سایر افعال مثل گِل قبرسی است. ( تحفه حکیم مؤمن ).

فرهنگ فارسی

خاکیست سفید و خوشبو که از بلاد شیروان از بقعه صوفی حمید آرند.

جمله سازی با طین صوفی حمید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صوفی آن بود که چون بگوید بیان نطقش حقایق حال وی بود؛ یعنی چیزی نگوید که او آن نباشد و چون خاموش باشد، معاملتش مُعبّر حال وی باشد و به قطع علایق حال وی ناطق شود؛ یعنی گفتارش همه بر اصل صحیح باشد و کردارش بجمله تجرید صرف. چون می‌گوید، قولش همه حق بود و چون خاموش باشد، فعلش همه فقر.

💡 در کوی نیکنامان، رسوای خاص و عامیم زاهد بهل ملامت، صوفی برو سلامت

💡 حاجت پیک اجل نیست که اندر مطبخ جان دهد صوفی سودا زده از بوی برنج

💡 شکست توبه هرکس به قدر حال امروز «نظیری » از خم می صوفی از هوا بشکست

💡 صوفی بچه‌ام ولی نه کافرکیشم مولای کسی نیم غلام خویشم

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز