لغت نامه دهخدا
صفین احول. [ ] ( اِخ ) در اوان خلافت مروان به امر وزارت مشغولی می کرد. ( دستور الوزراء ص 20 ).
صفین احول. [ ] ( اِخ ) در اوان خلافت مروان به امر وزارت مشغولی می کرد. ( دستور الوزراء ص 20 ).
در اوان خلافت مروان بامر وزارت مشغولی می کرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خونی که هنگام جدل در سینه کرار یل از اهل صفین و جمل وز این گوارا ریخته
💡 آن کز بت تو آمد بر عترت پیمبر از تیغ حیدر آمد بر اهل بدر و صفین
💡 گاه در صفین وگه در نهروانگاهی جمل قلب از قالب، دل از بر، روح از پیکر گرفت
💡 در این زمان اختلاف بین علی بن ابیطالب و معاویه بالا گرفت که سرانجام منجر به جنگ صفین شد.
💡 عرصه توحید را پردازم از صف نفاق دست حق در ذوالفقار صفدر صفین کنم
💡 وز سواران سخن در خلقت تو درج کرد هر صفت کان در سوار صف صفین آفرید