متجاهل
مترادفها
نادیده گرفتن، چشمپوشی کردن، وانمود به بیخبری کردن
متضادها
توجه کردن، پذیرا بودن
لغت نامه دهخدا
متجاهل. [ م ُ ت َ هَِ ] ( ع ص ) خویشتن را نادان نماینده. ( آنندراج ). کسی که خویشتن را جاهل و نادان وانمود می نماید و به مکر و حیله نادانی می کند. ( ناظم الاطباء ). آن که خود را به نادانی زند. خویشتن رانادان نماینده. ج، متجاهلین. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ معین
(مُ تَ هِ ) [ ع. ] (اِفا. ) کسی که خود را به نادانی می زند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) آنکه خود را بنادانی زند خویشتن را نادان نماینده جمع: متجاهلین.
جمله سازی با متجاهل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ركعة من عالم بالله خير من اءلف ركعة من متجاهل بالله (46).