لغت نامه دهخدا
چهل مرغان. [ چ ِ هَِ م ُ ] ( اِخ ) رجوع به چهل مرغیان شود.
چهل مرغان. [ چ ِ هَِ م ُ ] ( اِخ ) رجوع به چهل مرغیان شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه طرفی زآشیان بستند مرغان تا درین گلشن روم من آشیان تازهای بر یکدگر بندم
💡 و به تحقيق داوود را از ناحيه خود فضلى داديم، (و آن اين بود كه به كوهها و مرغانگفتيم:) اى كوهها و اى مرغان ! با او همصدا شويد! و آهن را هم برايش نرم كرديم (.1).
💡 مرغان اوج قرب که اندر هوای او بیپای همچو باد به هرجا پریدهاند
💡 از بیضهٔ این مرغان یک بچه نشد حاصل تا زقهٔ این زهرش در حوصله اندازم
💡 و معناى اينكه فرمود: (ياتينك سعيا)، اين است كه روح مرغان به جسد خود بر مىگردد، و با سرعت به سويت مى آيند.
💡 زمامدارى مانند يزيد هميشه با نوازندگان، مرغان شكارى، سگ ها، بوزينه ها، پياله مىو شراب و... به سر مى برد.