لغت نامه دهخدا
شیوه پیله. [ شی وَ/ وِ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) شیله پیله. حیله و نیرنگ. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیله پیله شود.
شیوه پیله. [ شی وَ/ وِ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) شیله پیله. حیله و نیرنگ. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شیله پیله شود.
شیله پیله حیله و نیرنگ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با حق گرفته پیشه ستاری با دین سپرده شیوه قتالی
💡 معراج عاشقی، که فنا در پی فناست در طور عشق شیوه مستان کبریاست
💡 لعل لب نوشینت آمد بسخن یادم این شیوه شیرین راز آن تنگ شکر دارم
💡 نشکفت اگر ز عشقش لاغر شویم و خسته کین شیوه لاغریها در یام عشق باشد
💡 تا شدم واقف ز ناز و شیوه اش دیده ام در هر جفایی صد وفا
💡 دگر کرشمه در ایجاد شیوه نگهی ست تو و ز عربده قطع نظر دروغ دروغ