شیر ابی

لغت نامه دهخدا

( شیر آبی ) شیر آبی. [ رِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کنایه از نهنگ است. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). || تمساح. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تمساح شود.

فرهنگ فارسی

( شیر آبی ) کنایه از نهنگ است یا تمساح.

جمله سازی با شیر ابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون رسید او پیشتر نزدیک صف بانگ بر زد شیر، های ای ناخلف

💡 سپاهم فراوان و پیلان جنگ یکایک چو گرگند و شیر و پلنگ

💡 بدو گردیه گفت اینک منم که بر شیر درنده اسپ افگنم

💡 سرانجام آن‌هم‌از آسیب‌مال‌و جان‌و تاج و سر گریزان چون ‌گراز از بیم شیر نر گرازان شد

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران