شیخ عباده

لغت نامه دهخدا

شیخ عباده. [ ش َ ع ِ دَ ] ( اِخ ) منطقه ای در ساحل شرقی رودخانه نیل بمصر که از نظر وجود آثار باستانی در آن منطقه اهمیت فراوان دارد. در این منطقه پیکره ها و آثار بسیاری از عهد اخناتون و معبد بزرگ رامسس دوم وجود دارد. ( از الموسوعة العربیة المیسرة ).

جمله سازی با شیخ عباده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى نخستين بار، جانشينى براى خويش در مدينه گذاشت وجانشين آن حضرت در اين غزوه، سعدبن عباده اءنصارى بود.(201)

💡 # قبول توبه، واقعى قطعى است، زيرا نمى توان باور كرد كه ما به امر او توبه كنيم ولى او نپذيرد. (هوالذى يقبل التوبة عن عباده )(438)، (هوالتّواب الرحيم ) (439)

💡 513-چنانكه در آيات ديگر مى خوانيم: (تذكرة للمتّقين ) حاقّه، 48، (انّما يخشى الله من عباده العلماء) فاطر، 28.

💡 (اسـيـد بـن خـضير) كه پسر عموى (سعد بن معاذ) بود رو به (سعد به عباده )كـرد و گـفـت تـو دروغ مـى گـوئى ! بـه خـدا قـسـم مـا چـنـيـن كـسـى را بـهقتل مى رسانيم، تو منافقى، و از منافقين دفاع مى كنى !.

💡 اءمّا بعد، فانّ حقّا على الوالى اءن لايغيّره على رعيّتهفضل ناله و لاطول خصّ به و اءن يزيده ما قسم اللّه له من نعمه دنوّا من عباده و عطفا علىاخوانه.

💡 225- رجوع شود به داستان كشته شدن سعد بن عباده در آخر باب سقيفه عبدالله بنسبا جلد اول.