لغت نامه دهخدا
شیخ حضوری. [ ش َ ح ُ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه لاروبستک میان پتوواول تنگه شورت در 477000 گزی شیراز. ( یادداشت مؤلف ).
شیخ حضوری. [ ش َ ح ُ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه لاروبستک میان پتوواول تنگه شورت در 477000 گزی شیراز. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا بر ابروی تو پیوست دل گوشه نشین به حضور تو که پیوسته حضوری دارد
💡 کو معبد حضوری کز ما برد رعونت صد حیف پیرگشتیم در جستجوی زانو
💡 پس از اتخاذ یک فرمت آنلاین در سال ۲۰۲۰، به دلیل دنیاگیری کووید-۱۹، سری جهانی پوکر بازگشت حضوری مسابقات برای سری بعدی را در سپتامبر ۲۰۲۱ در پارادایس، نوادا اعلام کرد.
💡 وی در تئاترها و تولیدات تلویزیونی و سینمایی کشور به ویژه تولیدات اصفهان حضوری فعال داشت.
💡 محنت هجران کشم، یا تلخی هجران چشم؟ یک تن بیمار و چندین بی حضوری چون کنم؟
💡 آیسمن تا به حال در چهار فیلم مردان ایکس حضور داشتهاست. شان اشمور نقش او را ایفا کردهاست. وی همچنین حضوری فعال در کمیکها، بازیهای ویدئویی و انیمیشنها داشتهاست.