شکی مزاج

لغت نامه دهخدا

شکی مزاج. [ ش َک ْکی م َ ] ( ص مرکب ) دودل. متردد. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

دو دل و متردد.

جمله سازی با شکی مزاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر نمی تابد مزاج نازکم گلگشت باغ بی دماغ از نکهت گل می کند گلشن مرا

💡 به سرخ و زرد جهان دل منه که پیوسته مزاج مرد نفور است از متاع غرور

💡 در ساحت زمانه ز راحت نشان مخواه ترکیب عافیت ز مزاج جهان مخواه

💡 حزین افسرده ای، آهنگ گلزار محبّت کن مزاج شعله را، آب و هوای او بگرداند

💡 گر رود عشق از مزاج پیر لذت کی رود بوی می باقی بود چون بشکنی پیمانه را