لغت نامه دهخدا
شکم باره. [ ش ِ ک َ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) شکم خواره. شکم پرست. پرخور. شکم بنده. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به مترادفات کلمه شود.
شکم باره. [ ش ِ ک َ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) شکم خواره. شکم پرست. پرخور. شکم بنده. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به مترادفات کلمه شود.
شکم خواره شکم پرست پر خور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون باره فتح تو به میدان تازد با تیغ تو بدسگال تو جان بازد
💡 نه برادرم ! هنوز خداوند متعال در اين باره پيامى نداده است.(11)
💡 ندیده ایم که از جام عشق بیخود و مست کسی فتد که دگر باره باز برخیزد
💡 بِرتران باره در کتاب خود به نام «کلیسای ارمنی» مینویسد:
💡 128- در اين باره به بحارالاءنوار، ج 52، ص 194 و 195 مراجعه شود.
💡 گر دگر باره مرا با تو وصالی باشد خوش ملاقاتی و بس نادره حالی باشد