شلنگ زدن

لغت نامه دهخدا

شلنگ زدن. [ ش َ ل َ / ش ِ ل ِ / ل َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) با پا زدن. لگد زدن. شلنگ انداختن:
کدام صاحب آن صاحبی که دور عنانش
به پشتهای فلک میزند شلنگ ستاره.حکیم زلالی ( از آنندراج ).... و در بحر حیرت شلنگ میزدند. ( تاریخ گلستانه ).
پیک گردون کش ز انجم هست چندین رنگ رز
بر هوای آستانت میزند دایم شلنگ.کاتبی.

فرهنگ فارسی

با پا زدن و لگد زدن شلنگ انداختن

جمله سازی با شلنگ زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زنجیر محافظ کابل یا حامل کابل محفظه طراحی شده برای ایجاد انعطاف و حفاظت از کابل‌های برق یا شلنگ‌های

💡 در طراحی شلنگ چند معیار در نظر گرفته می‌شود که کاربرد و اثربخشی با هم ترکیب شود. معیارها شامل اندازه، حداکثر فشار، وزن، طول، سیم‌پیچی بودن و سازگاری شیمیایی با محیط یا انتقال است.

💡 هیدرولیکی و پنوماتیکی است که بنابر شرکت سازنده با اسم‌های مختلفی نام برده می‌شود. این محفظه‌ها باعث کاهش تنش بر روی کابل‌های برق و شلنگ‌ها می‌شوند که این عمر موجب افزایش امنیت و جلوگیری از اشتباه در کارهای حساس می‌شود.

💡 گیج فشار سنج به وسیله یک شلنگ پر فشار به مرحلهٔ اول رگلاتور متصل می‌شود و میزان فشار هوای درون سیلندر را نشان می‌دهد، به‌طوری‌که در طول مدت غواصی می‌تواند پیوسته میزان هوا را بخواند.