لغت نامه دهخدا
( شبهت آلود ) شبهت آلود.[ ش ُ هََ ] ( ن مف مرکب ) شبهت آلوده. آلوده به شبهه و اشکال. ( فرهنگ فارسی معین ): من کسی را دیدم در شبی که عظیم گرسنه بود لقمه ای پیش آوردند مگر شبهت آلود بود ترک کرد و نخورد. ( تذکرةالاولیاء عطار ).
( شبهت آلود ) شبهت آلود.[ ش ُ هََ ] ( ن مف مرکب ) شبهت آلوده. آلوده به شبهه و اشکال. ( فرهنگ فارسی معین ): من کسی را دیدم در شبی که عظیم گرسنه بود لقمه ای پیش آوردند مگر شبهت آلود بود ترک کرد و نخورد. ( تذکرةالاولیاء عطار ).
( شبهت آلود ) ( صفت ) آلوده به شبهه و اشکال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نفاذ حکم تاروز قضا پاینده باد کز تو روز بدعت و شبهت مکدر میشود
💡 مرد عاقل کی بود درکار او شبهت پرست مرد مومن کی بود بر حکم او تهمت سگال
💡 دانستم از صفات که ذاتت منزهست از شرکت مشابه و از شبهت نظیر
💡 در سراغ مثل و شبهت بار تفتیش عبث عقل جازم شد که بردارد ز دوش احتمال
💡 ور ترا شبهت بود کاندر فراقت بردلم هر شب از خیل عنا وغم شبیخون نیست هست