شاه کندی

لغت نامه دهخدا

شاه کندی. [ ک َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان ترک شهرستان ملایر. دارای 648 تن سکنه. آب آن از چاه. محصول آن غلات است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با شاه کندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مرا تو چاه کندی دایه زد دست به چاه افگنده و خود آسوده بنشست

💡 تا برفکندی از مهر، ای ماه پرده از چهر بنیان عقل کندی، تاراج هوش کردی

💡 وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون جایزه حقوق بشر رابرت اف. کندی شده‌است.

💡 پایگاه فضایی کندی در شمال شرق ایالت نیز هر ساله تعداد بسیار زیادی بازدیدکننده به خود جلب می‌کند.

💡 فاتح خیبر که گر بودی زمین را حلقه‌ای در زمان کندی و افکندی درین فیروزه بام

💡 زان گهر دیدی چو خالی مشت خویش کندی از دندان سرانگشت خویش