لغت نامه دهخدا
شاه مقصودی. [ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به شاه مقصود.
- تسبیح شاه مقصودی؛ نوعی تسبیح که دانه های سبحه از سنگ شفاف مخصوص که بزردی و سبزی زند کنند و بیشتر برنگ طوسی است.
- سبحه شاه مقصودی؛ تسبیح که از سنگ مزبور باشد.
شاه مقصودی. [ م َ ] ( ص نسبی ) منسوب به شاه مقصود.
- تسبیح شاه مقصودی؛ نوعی تسبیح که دانه های سبحه از سنگ شفاف مخصوص که بزردی و سبزی زند کنند و بیشتر برنگ طوسی است.
- سبحه شاه مقصودی؛ تسبیح که از سنگ مزبور باشد.
(مَ ) (اِمر. ) نوعی تسبیح گرانبها.
( صفت ) نوعی تسبیح گرانبها که بیشتر به رنگ طوسی است و جنس آن از سنگی مخصوص است.
نوعی تسبیح گرانبها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زاهد به دعا عقبی خواهد دگری دنیا هرکس پی مقصودی سلمان پی جانانه
💡 مرا که با تو که مقصودی آشتی افتاد رواست گر همه عالم به جنگ برخیزند
💡 اینکه یاران می کنند از آمدن پهلو تهی نیست مقصودی بغیر از حفظ نام و ننگ تو
💡 در میان آدمی و آنچه مقصودی وی است گر بود صد ساله ره، چون وقت شد، یکدم رسد
💡 بانویی دیگر یک مجموعه تلویزیونی محصول سال ۱۳۸۳ به کارگردانی سیروس مقدم، نویسندگی رضا مقصودی و تهیهکنندگی رضا جودی میباشد که در نوروز ۱۳۸۳ از شبکه پنج پخش شد.
💡 قاصد و مقصود ما عشق است و ما آن وئیم وه چه خوش قصدی که ما داریم و مقصودی دگر