شاه الطاق

لغت نامه دهخدا

شاه الطاق. [ هَُطْ طا ] ( اِخ ) لقب دیگر مؤمن الطاق است و این لقبی بود که پیروان او بجای شیطان الطاق بدو میدادند. ( از تکمله ابن الندیم چ مصر ).

جمله سازی با شاه الطاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هشام و مؤ من الطاق، وارد مدينه شدند، ديدند جمعيت بسيارى اطراف عبدالله را گرفته اندو به عنوان امام، با او ملاقات مى كنند، و اين توجه مردم به او، از اين رو بود كه از امامصادق (ع ) نقل مى كردند كه فرمود: (مقام امامت به پسر بزرگتر مى رسد مشروط براينكه عيبى در او نباشد) (285)

💡 ابو حنيفه در بارگاه خليفه - مهدى - (مؤمن الطاق ) را گفت: پيشواى تو درگذشت -يعنى: امام جعفر صادق (ع ) - (مؤمن الطاق ) گفت: اما پيشواى تو را تا روز رستاخيزمهلت داده اند - يعنى شيطان - مهدى خنديد و دستور داد تا (مؤمن الطاق ) را ده هزار درهمدادند.

💡 هشام: من از نزد آن حضرت بيرون آمدم، و خود را به نزد مؤ من الطاق رساندم، به من گفت: چه خبر؟

💡 وجه تسميه او بهخ الطاق بخاطر قرار داشتن دكان او در بازار كوفه در زير طاقى،بوده است. مؤ من الطاق با فرقه هاى كلامى مختلف به بحث مى پرداخت. البته اوعقايدى در كلام ابراز مى كرد كه از سوى متكلمان اماميه نقد مى شد.

💡 سپس امام (ع ) به (مؤ من الطاق ) (84) فرمود: اى طاقى ! با مرد شامى گفتگو كن، اوبا مرد شامى به مناظره پرداخت و طولى نكشيد كه بر مرد شامى سخن بگو، او نيز باشامى به مناظره پرداخت و طولى نكشيد كه بر مرد شامى چيره و پيروز گرديد.

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز