لغت نامه دهخدا
شال ولیک. [ وَ ] ( اِ مرکب ) مخفف شغال ولیک است که در لهجه مردم نور زالزالک وحشی را گویند. سرخ میوه. ( از یادداشت مؤلف ). سرخ ولیک. ( درختان جنگلی ایران ص 184، 187، 196 ).
شال ولیک. [ وَ ] ( اِ مرکب ) مخفف شغال ولیک است که در لهجه مردم نور زالزالک وحشی را گویند. سرخ میوه. ( از یادداشت مؤلف ). سرخ ولیک. ( درختان جنگلی ایران ص 184، 187، 196 ).
مخفف شغال و لیک است که در لهجه مردم نور زالزالک وحشی را گویند. سرخ میوه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون خال هندوی تو بر آتش نشستهایم سوزان ولیک تازه و تر خوش نشستهایم
💡 در زیر پا نهند ترا رهروان ولیک ما را بسر زنند، عروسان گلعذار
💡 عیش من بی لب شیرین تو تلخست ولیک تو ملولی و مرا هست ز غیر تو ملال
💡 دور از ایشان فنا و مرگ ولیک این به تقدیر گفتم ار میرند
💡 بسی به مژده وصل تو دیده سیم فشاند ولیک روز وصالش به جز قلیل نبود