شال سنجد

لغت نامه دهخدا

شال سنجد. [ س ِ ج ِ ] ( اِ مرکب ) نام زیتون تلخ در مازندران. ( درختان جنگلی ایران ص 192 و جنگل شناسی ص 249 ج 1 ). مخفف شغال سنجد، و نامی است که در مازندران به زن زلخت [ زیتون تلخ ] دهند. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ عمید

= سنجد * سنجد تلخ

فرهنگ فارسی

نام زیتون تلخ در مازندران مخفف شغال سنجد و نامی است که در مازندران به زن زلخت.

جمله سازی با شال سنجد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز احسانهای تیر او چه سنجد بیخودی بیدل مگر انصاف آگاهی نهد دل در ترازویش

💡 در این دوره میوه‌های درختی نظیر الوٰ آلبالو، زردآلو به صورت محدود بهره‌برداری می‌شد و درختان توت، گردو و سنجد نیز کم و بیش کاشته می‌شد.

💡 سنجد علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی، شهرستان شهربابک در استان کرمان ایران است.

💡 به میزان نظر سنجد گرانیهای حسنت را کسی کاندر خرام آرام چابک توسنت بیند

💡 قفس پروردهٔ عشق است گلبانگ دل افگاران چه می سنجد به ما مرغ چمن پرور، سرودش را

💡 پـيـامـبـر اكـرم (ص ) وارد شـد بـر عـلى بن ابيطالب در حالى كه على (ع ) تب داشت.پيامبر به او امر فرمود كه سنجد بخورد.

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
ثنیه یعنی چه؟
ثنیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز