شاخشانه رفتن

لغت نامه دهخدا

شاخشانه رفتن. [ ن َ / ن ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) تهدید کردن. ترسانیدن. خودنمائی کردن:
گهی رفتن به تکلیف بهانه
بشمشاد از رعونت شاخشانه.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).آهم رود از سر بهانه
بر گاو سپهرشاخشانه.محمدسعید اشرف ( از آنندراج ).هلاک طره مشکین آن سیه چشمم
که شاخشانه رود آهوان صحرارا.میرزا عبدالغنی قبول ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

تهدید کردن ترسانیدن

جمله سازی با شاخشانه رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زن چون که مرا بدید برجست بستد می و سیخ و شاخشانه

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز