شاخ برامدن
مترادفها
خودنمایی کردن، تکبر ورزیدن، مغرور شدن
متضادها
فروتنی، تواضع، خضوع
لغت نامه دهخدا
( شاخ برآمدن ) شاخ برآمدن. [ ب َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) پشیمانی. مجازاً بسیار پشیمان شدن. ( فرهنگ نظام ). کنایه از غایت پشیمان شدن. ( آنندراج ):
غزال اگر بتو میداشت لاف یکسانی
برآمده ست کنون شاخش از پشیمانی.سعید اشرف ( از آنندراج و فرهنگ نظام ).
فرهنگ فارسی
( شاخ بر آمدن ) از پشیمانی مجازا بسیار پشیمان شدن
جمله سازی با شاخ برامدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به پایش سدره بردی سر فراپیش که شاخ او کند پیوند با خویش
💡 بر شود هر روز گویی بر فلک باد صبا وز فلک بر شاخ گلبن هر شب اجرام آورد
💡 35- اگر گاوى غلام يا كنيزى را شاخ بزند، صاحب گاو بايد سىمثقال نقره به صاحب غلام يا كنيز بدهد.
💡 از آن ز شاخ حقایق، بما بری نرسید که ما همیشه حکایت ز رنگ و بو کردیم
💡 مفتون نتوان بود به نیرنگ بهاران ای شاخ گل آماده پرواز خزان باش
💡 سه بردار سه اسب شاخ دار سوار بر امواج خورشید سخن میگوید و آن گاه صلیب عقاب خواهد درخشید
💡 در برخی از گونههای خاص جانوران وحشی، فرآیند شاخ برآمدن در فصلهای خاصی از سال تحت تأثیر مستقیم تغییرات هورمونی و شرایط محیطی قرار میگیرد.
💡 زیستشناسان برای مطالعه دقیق نحوه رشد و شاخ برآمدن در گوزنها، سالها در جنگلهای شمالی به تحقیق و مشاهده مداوم این پدیده بسیار جالب پرداختهاند.
💡 با گذشت زمان و رسیدن به سن بلوغ، فرآیند شاخ برآمدن در این نوع حیوانات وحشی به شکلی بسیار چشمگیر و قدرتمند در بدن آنها آغاز میشود.