سینه زوری

لغت نامه دهخدا

سینه زوری. [ ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) قوت و طاقت.

فرهنگ فارسی

قوت و طاقت.

جمله سازی با سینه زوری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنچه را علم گمان داشتم از سینه ستردم عقده جهل بلا حول ولا قوه گشودم

💡 تا خط و عارض خوبان ختن را به صفت چون دل مؤمن و چون سینه کافر گیرند

💡 نخوابیده است با کین کسی هرگز دل صافم ز بستر چون دعا از سینه‌های پاک برخیزم

💡 کینه دشمن مرا گفتی چرا در سینه نیست؟ بسکه مهر دوست آنجا هست جای کینه نیست!

💡 گرچه در سینه صد آتشکده آتش دارم لله الحمد که با سوزش دل خوش دارم

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز