سرسبز

سرسبز

سرسبز بودن به معنای وجود طبیعتی پررنگ و شاداب است که به انسان‌ها احساس آرامش و نشاط می‌بخشد. این ویژگی به ویژه در مناطق جنگلی و کوهستانی به وضوح قابل مشاهده است، جایی که درختان بلند و انبوه، گیاهان متنوع و گل‌های رنگارنگ، منظره‌ای بسیار زیبا و دل‌انگیز را به وجود می‌آورند. طبیعت سرسبز نه تنها موجب زیبایی بصری می‌شود، بلکه نقش مهمی در حفظ اکوسیستم و تنوع زیستی دارد. این مناطق به عنوان زیستگاه‌های طبیعی برای حیوانات و پرندگان مختلف عمل می‌کنند و به تأمین نیازهای آن‌ها کمک می‌نمایند. همچنین، جنگل‌ها با فراهم آوردن اکسیژن و جذب دی‌اکسید کربن، در کاهش تغییرات اقلیمی و بهبود کیفیت هوا نقش بسزایی ایفا می‌کنند. علاوه بر این، سرسبزی طبیعت می‌تواند به بهبود سلامت روانی انسان‌ها نیز کمک کند. مطالعات نشان داده‌اند که گذراندن زمان در محیط‌های سبز می‌تواند استرس را کاهش دهد و حس شادابی و خوشحالی را افزایش دهد. بنابراین، اهمیت حفظ و نگهداری از مناطق سرسبز و طبیعی به وضوح مشخص است، زیرا این مناطق نه تنها از نظر زیست‌محیطی بلکه از لحاظ اجتماعی و روانی نیز برای بشر ارزشمند هستند. در نهایت، توجه به حفاظت از این منابع طبیعی و تلاش برای حفظ آن‌ها، مسئولیتی است که بر عهده همه ماست تا نسل‌های آینده نیز بتوانند از زیبایی‌ها و فواید این نعمت‌های خدادادی بهره‌مند شوند.

لغت نامه دهخدا

سرسبز. [ س َ س َ ] ( ص مرکب ) تر و تازگی عیش. ( برهان ) ( آنندراج ). || خوش و خرم. ( غیاث )

فرهنگ معین

( ~. سَ ) (ص مر. ) ۱ - تر و تازه، دارای طراوت. ۲ - (کن. ) شاد، خوشحال. ۳ - (کن. ) کامکار، صاحب دولت.

فرهنگ فارسی

تروتازه، باطراوت، جوان، کامکار، شادکام
( صفت ) ۱ - تر و تازه و دارای طراوت: چمن سر سبز. ۲ - شاد خوشحال. ۳ - صاحب دولت کامکار.
کنایه از دماغ تازه

جملاتی از کلمه سرسبز

پختگی در پردهٔ رنگ خزانی بوده است میوه‌ام در فکر سرسبزی خیالی خام داشت
تویی مرغ بهار تازه روئی زبان سرسبز کن در تازه گویی
سرسبز ز برگ و بر تو شاخ طرب ماند زانست که در هند نبینند خزان را
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم