سپهر پیما
مترادفها
آسمانگرد
لغت نامه دهخدا
سپهرپیما. [ س ِ پ ِ پ َ / پ ِ ]( نف مرکب ) اوج گیرنده. طی کننده سپهر:
شاه سپهرقدر و خداوند تیغ و تاج
تیغش سپهرپیما تاجش سپهرسای.سوزنی.
فرهنگ فارسی
اوج گیرنده طی کننده سپهر
جمله سازی با سپهر پیما
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز روی لطف بنه دست بر دل ریشم ببین چه می کشم از دست این سپهر کهن
💡 سپهر خدمت درگاه تو بطوع و بطیع بروزی اندر بیش از هزاربار کند
💡 زمان تا زمان از سپهر بلند به فتح دگر باش فیروزمند
💡 گر شمال خشم او بر دایرهٔ گردون زند پر شکن گردد سپهر آبگون چون بوریا
💡 بلی چهگونه نگردد زمانهاش ممنون بلی چهگونه نباشد سپهر منتدار
💡 هواپیماهای مدرن امروزی با سرعت و قدرت بسیار زیاد، به عنوان موجودات سپهر پیما، در میان ابرها و در ارتفاعات بسیار بالا به پرواز در میآیند.
💡 شاعر در توصیف حرکت ستارهها در دل شب، از واژگان سپهر پیما استفاده کرده تا عظمت و زیبایی حرکت اجرام آسمانی را به تصویر بکشد.
💡 در داستانهای تخیلی، موجودات سپهر پیما بر فراز ابرها زندگی میکنند و با استفاده از نیروهای جادویی، در میان ستارگان و کهکشانها جابجا میشوند.