سوگند ستار
لغت نامه دهخدا
سوگند ستار. [ س َ / سُو گ َ دِ س َت ْ تا ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) سوگندی است مخصوص قماربازان و لوطیان ولایت چه ستار از اسمای حسنه است. ( آنندراج ):
چشمان او را هر زمان ور کند و برد از نقد جان
همچون مقامرپیشگان سوگند ستار آمده.ملا طغرا ( از آنندراج ).
جمله سازی با سوگند ستار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 (اى عمو! سوگند به خدا، خداوند بيشتر از من على (ع ) را دوست دارد).
💡 سوگند همی خورم به جان و سرِ خویش وز سوگندم زبانِ من میسوزد
💡 خون باد دل ارشاد بپیوند تو نیست جان برخی اگر بر سر سوگند تو نیست
💡 اى ابا امامه ! تو را به خدا سوگند، من بهترم يا على بن ابى طالب ؟
💡 قسم به آنكس كه به او سوگند ياد مى كنم، همانا على آخرين كسى بود كه با پيامبرخدا صلى الله عليه و آله گفتگو نمود.
💡 معناى كلمات (عرضه ) و (ايمان ) و وجه تسميه كلمه يمين بمعنى سوگند