لغت نامه دهخدا
سوراخ کاو. ( اِ مرکب ) مته. ( صراح اللغة ).
سوراخ کاو. ( اِ مرکب ) مته. ( صراح اللغة ).
مته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوراخ ها به سینه نی بهر آن کنند تا دمبدم ز ناله دل خود کند تهی
💡 همچو روبه شد به سوراخ هوام از نهیبش جان شیرین در کنام
💡 دیریست تا ز غیرت الماس فکر شاه سوراخ گشته است جگر در سفته را
💡 کند هر لحظه دامانی پر از در وز آن هر گوشه سوراخی کند پر
💡 منم که با مژه تر کنم گهر سوراخ توئی که کرده ز تیر غمم جگر سوراخ
💡 بر او چو جولانش آهنگ بود چه سوراخ سوزان جهان تنگ بود