سلام رساندن

لغت نامه دهخدا

سلام رساندن. [ س َ رَ / رِ دَ ] ( مص مرکب ) درود رسانیدن. تبلیغ تحیت. ( فرهنگ فارسی معین ):
سلام من که رساند به پهلوان جهان
جز آفتاب که چون من درم خریده اوست.خاقانی.من ای صبا ره رفتن بکوی دوست ندارم
تو میروی بسلامت سلام من برسانی.سعدی.من ندیدم سلامتی ز خسان
گر تو دیدی سلام من برسان.سنایی.مرد بازرگان پذیرفت آن پیام
کو رساند سوی جنس از وی سلام.مولوی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) درود رسانیدن تبلیغ تحیت.

جمله سازی با سلام رساندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 توضيح اينكه: هر نعمتى از ناحيه خداى سبحاننازل مى شود، و اما نقمت و عذاب و ناراحتى هر چه كه باشد در حقيقت چيزى نيست كه ازناحيه او نازل شده باشد، چون امر وجودى نيست، بلكه امرى است عدمى، و عبارت است ازافاضه نكردن خدا و امساك او از رساندن نعمت وانزال رحمت، همچنانكه آيه شريفه (ما يفتح اللّه للناس من رحمه فلا ممسك لها و مايمسك فلا مرسل له من بعده ) هم آن را افاده مى كند.

💡 اشماعیل بن الیشا ذکر کرده‌است که برای محافظت از یهودیان او از قوانین جنتیل یا یهودی برای سود رساندن به فرد یهودی تبعیت خواهد کرد.

💡 اينجانب در هيچ يك از كشورهاى اسلامى اجازه ادامه به فعاليت خود كه رساندن نداىمظلومانه ملت است به عالم ندارم و چون وظيفه دينى و وجدانى خود را بايد ادا كنم، بهناچار به خارج از بلاد مسلمين آمده ام، شايد بتوانم جوامع بشرى را از آنچه به ملتمظلوم ايران مى گذرد آگاه و تا پيدا كردن فرصت براى ادامهعمل در يكى از بلاد اسلامى، در خارج زيست مى كنم.