سراب بیز

لغت نامه دهخدا

سراب بیز. [ س َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پشتکوه باشت و بابوئی بخش گچساران شهرستان بهبهان واقع در 66 هزارگزی شمال خاوری گچساران و 6 هزارگزی شمال راه اتومبیل روبهبهان بکازرون و شیراز. هوای آنجا معتدل و دارای 500 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین می شود. محصول آنجا غلات، برنج، کنجد، حبوب و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. صنایع دستی زنان گلیم و عبابافی است. راه آن مالرو است. ساکنین از طایفه باشت و بابوئی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان پشتکوه باشت و بابوئی بخش گچساران شهرستان بهبهان. واقع در ۶۶ هزار گزی شمال خاوری گچساران و ۶ هزار گزی شمال راه اتومبیل رو بهبهان بکازرون و شیراز.

جمله سازی با سراب بیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به پیش بحر سخای تو بحر جود محیط چو پیش بحر محیطست لعمه‌های سراب

💡 شاخ طوبی در بر بالای رعنای تو خم آب کوثر پیش لعل می‌پرست تو سراب

💡 رجل‌آباد یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان اردلان بخش مهربان شهرستان سراب واقع شده‌است.

💡 باید که رحمت آرد آنکو شراب دارد بر تشنه ئیکه باشد او را سراب منزل

💡 توضيحى پيرامون به راه انداخته شدن كوه ها و سراب شدنشان (وسيرتالجبال فكانت سراباء)

💡 بهر پلنگان دین کرد سراب از محیط بهر نهنگان دین کرد محیط از سراب

حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز