لغت نامه دهخدا
( سبعةعشرالفاً ) سبعةعشرالفاً. [ س َ ع َ ت َ ع َ ش َ رَ اَ فَن ْ ] ( ع عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) هفده هزار.
( سبعةعشرالفاً ) سبعةعشرالفاً. [ س َ ع َ ت َ ع َ ش َ رَ اَ فَن ْ ] ( ع عدد مرکب، ص مرکب، اِ مرکب ) هفده هزار.
هفده هزار
💡 فریب عقل مخور آن مبین که در ره قید بچشم عقل اقالیم سبعه گنج زرست
💡 مصحف رخسار ما را کس نخواند غیر ما کاین صحف را در دو عالم سبعه خوان ما بودهایم
💡 گیرد به عون عقل اقالیم سبعه را زان پس که روی منبر و روی درم گرفت
💡 4- مقدسات سبعه همان است كه كليسا در قرون وسطى رسما پذيرفته است.
💡 مهر امام باید، ورنه چه سود ای فیض قرآن به سبعه خواندن در چارده روایت؟!
💡 سبعه دو، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خرمشهر در استان خوزستان ایران است.