سبز زاغ

لغت نامه دهخدا

سبز زاغ. [ س َ ] ( اِ مرکب ) کنایه از آسمان. || کنایه از دنیا. ( برهان ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

۱. آسمان.
۲. دنیا.

فرهنگ فارسی

۱ - آسمان. ۲ - جهان دنیا.

جمله سازی با سبز زاغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در عشق ناله نیست ز مجنون عجب، که شد بر روی لیلی از اثر گریه خال سبز

💡 چشمهٔ حشمت تو روشن و پاک و صافی روضهٔ دولت تو تازه و سبز و خرم

💡 نشئة یأس بلندست نباشد عجبی تخم امید اگر بر سر هم سبز شود

💡 ز بس گفتم سخن زین سبز گلشن زبان شد در دهانم برگ سوسن

💡 همچو رگ در قدم راهروان سبز شود خار سیراب گر از آبله پا باشد

💡 مقصود از آفرینش لوح و قلم نقش خط سبز و طاق ابروی تو بود

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز