سایه خفت

لغت نامه دهخدا

سایه خفت. [ ی َ / ی ِ خ ُ ]( ن مف مرکب ) خفته، آرمنده در سایه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

در سایه خفته، خفته و آرمیده در سایه.

فرهنگ فارسی

خفته

جمله سازی با سایه خفت

💡 سایه گستر همای همت تو زین بلند آشیانه بیرون است

💡 مگر سایه‌یْ شب از فرّ هُمایست چو نور روز از فر خدایست

💡 ز چترش سپهر برین سایه ای ز قدرش فلک کمترین پایه ای

💡 عمر ابد که خضر بود سایه پرورش سروی است پست بر لب آب بقای تو

💡 سایه در دزدد از سهم تو خورشید فلک که به معنی همه تن تیغ و به صورت مجن است

💡 زان سبزه فغان که خوابگه بگزید در سایه سنبل گلستانش

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
چاشت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز