سارداناپالوس (Sardanapalus) شخصیتی است که در متون یونانی و رومی باستان به عنوان آخرین پادشاه افسانهای آشور معرفی شده است. روایتهای مربوط به او عمدتاً از آثار مورخان یونانی مانند کتزیاس و دئودوروس سیسیلی نقل شدهاند و در متون آشوری باستان هیچ مدرک مستقلی از وجود او یافت نمیشود. بر این اساس، شخصیت سارداناپالوس بیشتر افسانهای و نمادین محسوب میشود.
در روایتهای کلاسیک، سارداناپالوس بهعنوان پادشاهی تجملطلب و زندگیگرا تصویر میشود که بیشتر وقت خود را در کاخهای مجلل به لذات دنیوی و خوشگذرانی میگذراند و از مسئولیتهای حکومتی و دفاع از کشور فاصله گرفته است. هنگامی که دشمنان بر نینوا، پایتخت آشور، محاصره کردند، روایتها میگویند که او با روشن کردن آتش در کاخ خود، همراه با داراییها، زنان و خدمهاش، خود را سوزاند تا در برابر شکست تسلیم نشود. این داستان افسانهای، پایان تراژیک شاهنشاهی آشور را روایت میکند، هرچند از نظر تاریخی آخرین پادشاه واقعی آشور، آشور‑اوبالیت دوم بود و سقوط نینوا در سال ۶۱۲ پیش از میلاد اتفاق افتاد.
از دیدگاه تاریخی، نام و شخصیت سارداناپالوس احتمالاً تحریف یا بازتاب افسانهای از پادشاهان واقعی مانند آشوربانیپال است، که در حافظه فرهنگی غرب به شکل نمادین و افسانهای بازتاب یافته است. این شخصیت بهویژه در ادبیات و هنر اروپایی به نماد افراط، تجملگرایی و فروپاشی اخلاقی و سیاسی تبدیل شده است. در ادبیات، اثر معروف «Sardanapalus» اثر لرد بایرون تراژدی زندگی و مرگ این پادشاه افسانهای را روایت میکند و الهامبخش آثار هنری دیگر، از جمله تابلوی مشهور «مرگ سارداناپالوس» توسط اوژن دولاکروا شده است.
سارداناپال.( اِخ ) پادشاه افسانه ای که بروایت مورخان یونانی از 836 تا 817 ق.م. در آشور سلطنت کرده و آخرین اخلاف سمیرامیس است. در ایران باستان آمده: مطابق آنچه دیودور سیسیلی مورخ یونانی از کتاب گمشده کتزیاس نقل کرده، آرباکس رئیس پاسداران مادی بر سارداناپال شورید و در جنگهای متوالی او را شکست داد و سرانجام سارداناپال خود و افراد خاندانش را به آتش سوخت. ولی بدلائلی این روایت عاری از صحت است. ( ایران باستان ج 1 ص 208 تا 215 ). آریان گوید: شهرآن خیالن را سارداناپال پادشاه آسور ساخته، و دیوار و پی ها می نماید که این شهر استوار و بزرگ بوده است. در اینجا مقبره سارداناپال هنوز نمایان است و مجسمه مردی روی بنا دیده میشود که دو دست خود را بهم میزند. در اینجا کتیبه ای است بزبان آسوری که گویند شعر است و مفاد آن چنین است: سارداناپال پسر آناسین دراکس شهر آن خبالن و تارس را در یک روز بنا نهاد. ای رهگذرها بخورید، بیاشامید، و عیش کنید. باقی همه خودنمائی است و بس ناپایدار. ( ایران باستان ج 2 ص 1291 ).
زندگانی سارداناپال مظهر و نمونه یک شاهزاده عیاش و هوسران است و زندگانی افسانه ای او مورد توجه اروپائیان، و موضوع آثار معروفی گردیده از آن جمله درامی از بایرون شاعر انگلیسی ( 1821 ) و اروپائی از ژونسیر آهنگ پرداز فرانسوی ( 1867 ) را باید نام برد.
پادشاه اساطیری که بروایت مورخان یونانی از ۸۳۶ تا ۸۱۷ قم.در آشور سلطنت کرده و او آخرین اخلاف سمیرامیس است. سارد اناپال مظهر و نمونه شاهزاده ای عیاش و هوسران است.زندگانی افسانه یی او مورد تدجه اروپاییان و موضوع آثار معروفی گردیده از آنجمله است: دروامی بقلم بایرون انگلیسی (۱۸۲۱م. ) واپرایی اثر ژونسیر آهنگ پرداز فرانسوی (۱۸۶۷م. )