لغت نامه دهخدا
زی په تاس. [ پ ِ] ( اِخ ) پادشاه بی تی نیه و معاصر آن تیوخوس اول که با وی جنگید و آن تیوخوس شکست خورد. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2200 شود.
زی په تاس. [ پ ِ] ( اِخ ) پادشاه بی تی نیه و معاصر آن تیوخوس اول که با وی جنگید و آن تیوخوس شکست خورد. رجوع به تاریخ ایران باستان ج 3 ص 2200 شود.
پادشاه بی تی نیه و معاصر [ آن تیو خوس اول ] که با وی جنگید و آن تیو خوس شکست خورد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تعداد خالهای روی وجه بالایی تاس بعد از پرتاب است میباشد. مقادیر ممکن برای X، ۱، ۲، ۳، ۴، ۵و۶ (که همگی دارای احتمال برابر ۱/۶ هستند) میباشند. امید Xبرابر است با:
💡 گفتهشده که وی با گروهی پسربچه به معبد آرتمیس رفت تا با آنها تاسبازی کند؛ و زمانی که مردم گردِ او جمع شدند و او را تماشا کردند، گفت:
💡 تاس یا طاس یک جسم هندسی است که در انواع بازیها از آن استفاده میشود.
💡 مثال: پرتاب تاس، دمای بدن در حالت بیماری و...
💡 تاس (روسی: ТАСС)، یک خبرگزاری مهم و مشهور در روسیه است که در سال ۱۹۰۴ میلادی پایهگذاری شد.