لغت نامه دهخدا
زودگشای. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) آنچه زود بگشاید مانند قفل و امثال آن. ( آنندراج ). قفلی که بسهولت و آسانی گشاده گردد. ( ناظم الاطباء ).
زودگشای. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) آنچه زود بگشاید مانند قفل و امثال آن. ( آنندراج ). قفلی که بسهولت و آسانی گشاده گردد. ( ناظم الاطباء ).
آنچه زود بگشاید مانند قفل و امثال آن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بند غمم بند گشای غم کو در رنج شبم روی سپیده دم کو
💡 زشکرین لبش آشفته بوسی ار دهدت گشای روزه بحلوا و از صیام مترس
💡 گشای پرده ز تقدیر آدم خاکی که ما به رهگذر تو در انتظار خودیم
💡 طلسم گنج حقیقت گشای و دم درکش که ناگهان کشدت در دم اژدهای جهان
💡 نوای چنگ و ربابم نمی گشاید دل گشای مطرب مجلس زتارِ تار گره
💡 شاهی زمین گشایی و بر اوج آسمان دارد زمین ز پایه تخت تو افتخار