زهر اگندن

لغت نامه دهخدا

( زهر آگندن ) زهر آگندن. [ زَ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) به زهر آلودن. به زهر آمیختن:
به جایی که زهر آگند روزگار
ازو نوش، خیره مکن خواستار.فردوسی.رجوع به زهر و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

( زهر آگندن ) به زهر آلودن به زهر آمیختن

جمله سازی با زهر اگندن

💡 گفتم فرامشت شده ماناکه از سحاب ریحان وگل دمیده زهر بوم و برزنا

💡 سیدا ورد زبان نام تو را کرده چرا زهر را کرده نهان زیر نگین آمده‌ای

💡 هر آن خنجر که از مژگان کشیدم به من بر گشت و زهر او چشیدم

💡 بانگ جرس زهر طرف میرسدم بگوش جان میشنوم صدا ولی نیست اثر زمحملم

💡 عقرب همه زهر آرد و آهو همه نافه در چشم تو و زلف تو بر عکس بودکار

💡 سقراط از خادمی در زندان می‌پرسد که چه باید بکند و او پاسخ می‌دهد که کاری ندارد جز این‌که زهر را سر بکشد و مدتی راه برود تا در پای خود احساس سنگینی کند، پس از آن هم باید دراز بکشد تا زهر کار خود را بکند.

همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
کاباره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز